نوشته ها و داستانهای کوتاه

داستان مرد دانا و نانوا

داستان مرد دانا و نانوا. مرد دانا صبح زود از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد. دید نانوا عمدا مقداری آرد ارزان جو را با آرد مرغوب گندم مخلوط می کند تا در طول روز به مردم به اسم نان مرغوب گندم بفروشد و سود بیشتری به دست آورد. مرد دانا از مرد نانوا پرسید:" آیا دوست داری با آن بخش از وجودت که به تو دستور این کار را داد و الآن مشغول انجام این کار است تمام عمر همنشین باشی!؟". مرد نانوا با مسخرگی پاسخ داد:" من فقط برای مدتی اینکار را انجام خواهم داد و بعد که وضع مالی ام بهتر شد اینکار را ترک می کنم و مثل بقیه نانواها آدم درست و صادقی می شوم!؟". مرد

داستان مرد دانا

ادامه مطلب ...
لالایی!

لالایی!. Previous. Next. Close. <!-- <a href="#" onclick="return false" class="highslide-move control"><strong>Move</strong></a> -->. زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز . پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد. پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه س

لالایی

ادامه مطلب ...
اگر میدانستم...

اگر میدانستم. Previous. Next. Close. <!-- <a href="#" onclick="return false" class="highslide-move control"><strong>Move</strong></a> -->. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که . اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم، تو خود این را می‌دانی!. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی:. «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنو

میدانستم چه میدانستم من میدانستم

ادامه مطلب ...
5 داستان خواندنی و زیبا

5 داستان خواندنی و زیبا. پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود که آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان کرد و گفت: "روز بخیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟". دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است. ". - "چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم. ". دروازه ‌بان به چشمه اشاره کرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بنوشید. ". - اسب و سگم هم تشنه‌اند. نگهبا

داستان خواندنی داستان خواندنی و زیبا داستان زیبا

ادامه مطلب ...
10 جمله و نقل قول به مناسبت روز مادر

10 جمله و نقل قول به مناسبت روز مادر. بدون حضور مادرها ما نمی توانستیم پا بر این دنیا نهیم و از نعمت زندگی لذت بریم . این موجودات دوست داشتنی مادران ما هستند و برای 9 ماه ما را در بطن خودشان حمل کرده اند و حتی وقتی هم که بزرگ می شویم باز هم مراقب ما هستند . برای روز مادر امسال در مامی سایت ( سایت مادران هنرمند و هنردوست ) 10 جمله و نقل قول برتر درباره مادر ، فداکاری و دلبستگی هایشان نسبت به فرزندان را مرور می کنیم . 10 - هنری وارد بیچر ( Henry Ward Beecher ). قلب مادر کلاس درس فرزند است . در حقیقت قلب مادر مملو از عشق و نگرانی نسبت به فرزندش

جمله مناسبت روز مادر جمله به مناسبت روز مادر جمله روز مادر

ادامه مطلب ...
کدامیک دزدتر است؟!!!

کدامیک دزدتر است؟!!!. Previous. Next. Close. <!-- <a href="#" onclick="return false" class="highslide-move control"><strong>Move</strong></a> -->. در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید :. "همه افراد حاضر در بانک ، روی زمین دراز بکشید و حرکت نکنید ،حق انتخاب با شماست زیرا پول مال دولت است ولی زندگی به شما تعلق دارد". همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند. این "شیوه تغییر تفکر" نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن . هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت) به دزد پیرتر (که تنها شش کلاس سوا

ادامه مطلب ...
اس ام اس و جملات دلتنگی و تنهایی

اس ام اس و جملات دلتنگی و تنهایی. Previous. Next. Close. <!-- <a href="#" onclick="return false" class="highslide-move control"><strong>Move</strong></a> -->. وقتی محبت کردم و تنها شدم ، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم دانستم باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید !. یادش بخیر اون زمان میگفت نفسمی ، بدون تو نمیتونم …. حالا خودش دستگاه اکسیژن شده واسه بقیه !. آنقدر نوشته هایم غمگین که. آنقدر من تنها که. آنقدر تنهایی سخت که. نمیدانی …. بگذار مرز تنهایی را رد کنم …. ببین ؛ گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد …. برای قرصهایم لالایی می خوانم تا به خ

اس ام اس اس ام اس دلتنگی اس ام دلتنگی

ادامه مطلب ...
یک انسان عقلانی باید...

یک انسان عقلانی باید. ۱. در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم‌». ۲. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند. ۳. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند. ۴. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد. ۵. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد. ۶. بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری بازگو نکند. ۷. زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند. ۸. با رعایت حروف اضافه و با ‌‌‌نهایت دقت، «نقل قول» کند. ۹. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به

یک انسان عقلانی باید

ادامه مطلب ...
همانجای همیشگی ، سر همان ساعت همیشگی

همانجای همیشگی ، سر همان ساعت همیشگی. کبریتهای سوخته هم روزی درختهای شادابی بوده اند مثل ما که روزگاری می خندیدیم قبل از اینکه عشق روشنمان کند. چـیــز عـجـیـبـی سـتــ . !. وقـتـــی هـر شــبـــ ب خـیـر مــی گــذرد . بـی آنــکـه کـســی ب تـــو بـگـویــد. "شـبـــ ب خـیــر". تا زمانی که به عمق واقعی انسانها پی نبرده ای دوستشان نداشته باش زیرا عمیق تری�� زخمها زخم خنجر کسی است که با تمام وجود دوستش داشتی. گفت دهانت بوی شیر میدهد و رفت . به او بگویید حالا بوی دروغ میدهد ، برگرد !. مـجـازی هـسـتـیـم امــا دلـمـان مـجـازی نـیـسـتـــ !. مـیـشـکـنـد ، حـو

ادامه مطلب ...
4 مطلب کاملاً بی ارتباط به هم

4 مطلب کاملاً بی ارتباط به هم. ابتدا یک ماشین حساب آماده کنید تا همراه هم پیش رویم . ماشین حساب موبایل هم میشه . اول شماره ۷ رقمی تلفن خود را از سمت راست در نظر بگیرید . حالا ۳ رقم اول تلفن خود را وارد ماشین حساب کنید. یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ هست ۱۲۳ را وارد ماشین حساب کنید. حالا این ۳ رقم را در ۸۰ ضرب کرده و حاصل را با ۱ جمع کنید. عددبدست آمده را در ۲۵۰ ضرب کنید. حالا ۴ رقم پایانی تلفن خود را با عدد حاصل جمع کنید. یک بار دیگر ۴ رقم پایانی تلفن همراه خود را با آن جمع کنید. عدد ۲۵۰ را از حاصل بدست آمده کم کنید. حالا این عدد را تقسیم بر ۲ کنی

ادامه مطلب ...
درس زندگی

درس زندگی. پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟. پاسخ شنید: کی هستی؟. پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!. باز پاسخ شنید: ترسو!. پسرک با تعجب ازپدرش پرسید: چه خبر است؟. پدر لبخندی زد و گفت: پسرم خوب توجه کن. و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدرش توضیح داد: مردم میگویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی،زندگی عینا" به تو جواب میدهد؛ اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلب بوجود می آید واگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما بدست خواه

درس زندگی

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه